96/4/11
تعداد نظرات:0
09:56
شماره مطلب:139641126908
-A A +A

اوقات فراغت دانش آموزان را برنامه ریزی کنید

به نکاتی که در ادامه ارايه می شود توجه کنيد تا بتوانيد اوقات فراغت فرزندان دلبند خود را در ايام نوروز به درستی هدايت کنيد.

کار و فراغت، مفاهيمي است که با وقت و زمان ارتباط دارد. کار، يعني گذران وقت با فعاليت و هدف خاص و فراغت وقت آزادي است که فرد در آن به فعاليت خاصي مشغول نيست. به طور معمول، در جامعه کار اهميت دارد و براي آن برنامه‌‏ريزي مي‏شود، اما اوقات فراغت مورد بي‌‏توجهي قرار مي‏گيرد و برنامه ‏اي براي چگونه گذراندن آن در نظر گرفته‏ نمي‏شود، به خصوص در تعطيلات نسبتا طولاني نوروز، کودکان و نوجوانان تصور مي کنند که تمام اوقات فراغت خود را بايد صرف تماشاي تلويزيون و بازي هاي کامپيوتري، مهماني رفتن، گردش و تفريح کرده و اصلا کاري به درس و کتاب و مدرسه نداشته باشند. البته نبايد اين باور در ذهن تداعي شود که تنها فرزندان مدرسه اي ما بايد براي اوقات فراغت خود برنامه ريزي داشته باشند بلکه کودکان ما نيز بايد شامل اين موضوع قرار گرفته و از سنين طفوليت اهميت برنامه ريزي را بياموزند. لذا به نکاتي که در ادامه ارايه مي شود توجه کنيد تا بتوانيد اوقات فراغت فرزندان دلبند خود را در ايام نوروز به درستي هدايت کنيد:

ضرورت بهره‌‏گيري از اوقات فراغت
کودکان و نوجوانان اوقات فراغت را به اشکال مختلفي مي توانند بگذرانند. فعاليت‏هاي ورزشي و مطالعه مي‏تواند بهترين وسيله براي گذراندن اوقات فراغت باشد. ورزش غير از آنکه فعاليت بدني، اجتماعي و گروهي است، نوعي بازي هم به حساب مي‏آيد و براي مدتي انسان را از محيط اطراف و نگراني‏ها و دلواپسي‌‏ها دور مي‏سازد بازي‏ها را به طور اعم، به سه دسته تقسيم مي‏کنند:

1- بازي‏‌هايي که به پرورش بدن کمک کرده و مهارت‏‌هاي بدني و حرکتي را تقويت مي‏کند. مانند دوچرخه‏‌سواري، واليبال، فوتبال.

2- بازي‏‌هايي که قدرت تخيل را پرورش مي‏دهد مانند نقاشي و مجسمه‏‌سازي.

3- بازي‏‌هايي که قدرت تفکر را شکوفا مي‏کند. مانند انواع معماها.

پر کردن اوقات فراغت کودکان و نوجوانان با بازي‏هايي که به پرورش بدن، پرورش تخيل و تفکر بي‌انجامد، مطلوب بوده و بايد در برنامه‏‌ريزي‏‌ها براي اوقات فراغت در نظر گرفته و امکانات لازم براي آنها فراهم شود.

طرح و اجراي نمايشنامه را نيز مي‏توان نوعي بازي تخيلي دانست که براي فرزندان مفيد است. بازيگران و تماشاگران هر دو از اجراي نمايشنامه براي گذراندن وقت فراغت استفاده مي‏برند. براي بازيگران نوعي بيان مهارت هنري و اجتماعي است و براي تماشاگران، خود را در نقش‌‏ها ديدن و با سناريو همراه شدن و مساله‏‌اي را تجزيه و تحليل کردن و نوعي پرورش تخيل و تفکر است.

از طرف ديگر بعضي از کودکان و نوجوانان ، ديدن فيلم و رفتن به سينما را براي گذران اوقات فراغت انتخاب مي‏کنند و از اين طريق گاهي ايده‌‏آل خود را در فيلمي مي‏يابند و به طرف آن مي‏روند. فيلم به عنوان يک وسيله سمعي و بصري مي‏تواند تاثير عميقي بر طرز فکر تماشاگر بگذارد و ساعات فراغت او را به خوبي پر کند. راديو و تلويزيون دو وسيله‏‌اي است که بيش از سينما و تئاتر مورد استفاده قرار مي‏گيرد و شنوندگان و بينندگان فراواني دارد و اين، در حالي است که متاسفانه تلويزيون برنامه معمول کودکان و نوجوانان را بر هم مي‏زند، ساعت خواب آنان را عقب مي‏اندازد و وقت مطالعه آنان را مي‏گيرد. تلويزيون فعاليت کودکان را محدود و آنان را به تماشاگر صرف برنامه‌‏هاي تلويزيوني تبديل مي‏کند. تلويزيون همچنين ارتباط افراد خانواده را کم کرده و روابط سازنده و لازم والدين با کودکان و نوجوانان را محدود مي‏سازد. گاهي تلويزيون را شمشير دولبه ناميده‏اند. اگر برنامه‏‌هاي تلويزيون مناسب نباشد، بد آموزي و اثر مخربي بر کودکان خواهد داشت و از اين رو، در زمينه تماشاي تلويزيون توسط نوجوانان و کودکان بايد به چند موضوع توجه کرد.

در جامعه کار اهميت دارد و براي آن برنامه‏ريزي مي‏شود، اما اوقات فراغت مورد بي‌‏توجهي قرار مي‏گيرد و برنامه ‏اي براي چگونه گذراندن آن در نظر گرفته‏ نمي‏شود

1- تلويزيون تا چه اندازه کودکان و نوجوانان را از انجام ساير فعاليت‏هاي ثمربخش باز مي‏دارد؟

2- تا چه اندازه فرزندان وابسته به تماشا و پذيرا مي‏شوند؟

3- تا چه اندازه تماشاي تلويزيون بر روابط فرزندان با والدين تاثير مي‏گذارد؟

تلويزيون نبايد جانشين فعاليت‏هاي فردي و اجتماعي شود و فرزندان را به فردي پذيرا تبديل کند و تنها وسيله سرگرم کننده براي او باشد. استفاده مداوم از برنامه‏هاي تلويزيوني، کودک و نوجوان را به گيرنده‏اي بدون تفکر و بدون داد و ستد انديشه و تجزيه و تحليل مطالب تبديل مي‏کند. در واقع، صدا و حرکت او را جلب کرده و به سمت بي‏توجهي، عدم انتخاب و بي‏تفاوتي نسبت به آنچه عرضه مي‏شود، سوق مي‏دهد. آن‏گاه نسلي که بايد يا سازنده زندگي باشد تماشاچي صحنه‏ها مي‏شود. وابستگي بيش از حد به برنامه‏هاي تلويزيون، به‏خصوص  در شرايطي که برنامه‏هاي تفريحي ديگري وجود ندارد، بر روابط فرزندان با والدين تاثير مي‏گذارد و موجب  کمشکش‏هايي مي‏شود.

بايد براي گذراندن اوقات فراغت برنامه‏ريزي وجود داشته باشد و در اين زمينه با اعضاي خانواده تبادل نظر صورت گيرد. فرزندان بايد بياموزند که زندگي خود را تباه نکنند و با تفريحات وقت‏گير و بي‏ثمر زندگي خود را به خطر نيندازد. براي نيل به اين منظور به نظر مي رسد که آموزشهاي لازم بايد از دوران کودکي آغاز گردد و از همان دوران طفوليت ارزش و اهميت برنامه ريزي آموزش داده شود.

آموزش، از دوره‏ کودکي
استفاده از وقت را بايد از کودکي به فرزندان آموخت. کودک بايد ياد بگيرد که آرام بگيرد، با اينکه خوابش نمي‏برد دراز بکشد، کتاب ورق بزند، به داستان گوش بدهد، داستان و کتاب بخواند. اغلب نوجوانان بدون برنامه بزرگ شده‏اند و متاسفانه، بي‏برنامه بودن حتي به گذران اوقات فراغت آنان نيز سرايت کرده و نمي‏دانند از وقت خود چگونه استفاده کنند. در مورد برنامه‏هاي تلويزيون و کامپيوتر در اغلب خانواده‏ها اختلاف نظر زيادي وجود دارد. گاهي والدين در حال ديدن برنامه‏اي هستند، اما فرزندان را از آن منع مي‏کنند. اين‏گونه برخوردها، اعتماد کودکان و نوجوانان را از والدين سلب کرده و آنان را عالمان بدون عمل معرفي مي‏کند. گاهي زمان پخش و محتواي برنامه‏هاي تلويزيون و استفاده از کامپيوتر به مشاجرات خانوادگي دامن مي‏زند. بعضي از برنامه‏ها ممکن است موجب بدآموزي‏هايي شود و تاثير منفي داشته باشد. همچنين ديدن برنامه‏ها در شب‏هاي درسي، کودکان را از انجام تکاليف درسي باز مي‏دارد. والدين در برابر چنين مسائلي حساسيت دارند و به جاي توضيح و بيان مطالب و تنظيم برنامه‏اي صحيح، در برابر فرزندان خود قرار مي‏گيرند. نتيجه اين کار ارتباط نادرست خانواده با فرزندان و ايجاد قواعدي خشن‏تر و انعطاف‏ناپذير است که روابط اعضاي خانواده را بدتر کرده و بهره‏اي از آن نمي‏برند.

لذا چگونگي گذران اوقات فراغت از مسايل بسيار مهمي است که همواره بايد مورد توجه والدين قرار بگيرد تا مانع از وقت گذراني هاي کودکان و نوجوانان گردد.

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.